خرید بک لینک
یه نشونه یا یه آدرس که به سمت تو نباشه ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمتریه تغییراتی در سبک کاری مون ایجاد شده ...دوستانی که بهره برداری های لازم رو از شرایط کاری کردند، حالا برای انجام کارها جاخالی دادند و همه ی کارها دوباره برگشتند بیخ ریش خودمون ...کلا سیرک قشنگیه ... در ابعاد مختلف که اگه بخوام همه شو بگم، خودش یه کتاب مفصل میشه ...یکی از قشنگی های ماجرا اون تیکه ای هست که نیروهای جدید و تازه نفس، بدون درک عمق قصه ها، با مسخره کردن، همه چیز رو به سطح ماجرا تقلیل میدن و بعد هم روی کل صو

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

خوبه که قاضی، خداست ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمترهر قصه ای میلیاردها میلیارد وجه داره. یه وجه ش اون چیزی هست که واقعا داره اتفاق می افته. میلیاردها میلیارد وجه دیگه ش در ذهن ناظرین ماجرا داره رقم میخوره ... هر کس به شکلی که منحصر به خودشه داره اون ماجرا رو می چشه و تجربه می کنه ...برای همین هیچ کس نمی تونه به ضرس قاطع بگه که اون ماجرا دقیقا چی بوده و خوبه یا نه ... همین قدر جذاب ... همین قدر ترسناک ... ___________________________________________________________________________________

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

درد و رنج ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمتررنج در تمامی اجزاء جهان یه قصه نهادینه ست ... گویا که بودن وجه دیگری از رنج بردنه ...اما شاید راهی هست که بهشت ساکن و مقیم در مرکزیت درون هر موجود زنده ای، هر بودی، هر باشنده ای رو دسترس پذیر کنه ... راهی که به گمان من اسمش پذیرش هست ... یا همون تسلیم و رضا ... شاید برای همینه که آخرین مرحله ی عرفان و شناخت، همین تسلیم و رضاست ... رسیدن به بهشتی که در درون هر موجودی از ابتدا هست و آنچه که رسیدن بهش رو میسر می کنه، قدرت تماشا و پذیرش تمام چیزهایی

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

دیوانه خانه ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمتریه مدیرعامل داریم یعنی یه تیکه جواااهر ... مگه اینقدر این آدم به فکر شادی روح و جان ماست ... مگه اینقدر این آدم دلش پیش ماست ... 24 ساعتی دلتنگمون هست ... جلسه میذاره هلو و شفتالو ... میوه و خوراکی و پذیرایی ... پنج شش ساعت ما رو پیش خودش نگه میداره ... که دور هم قصه ی عَطِینا بگیم ... از بِ بسم الله طرح ها تا میم رحیم هم باید در جریان قضایا قرار بگیره ... حتی در جریان نحوه ی هندل کردن کارها و حتی سناریوها و دیالوگ ها بلکه م مونولوگ ها! .... خل

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

بماند به یادگار ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمترامروز بالاخره با تمام لختی ها و امتناع هام استارت کار رو زدم. قدم اول همیشه سخت ترین قدم هست اما مهمتر از برداشتن قدم اول، استمرار قدم های بعد از اون هست ... من امروز قدم اول رو برداشتم ... بادا که استمرار قدمهای من در این مسیر، منو به جاهای زیبایی ببره ... B L O G F A . C O M

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

تغییر ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمترتغییر شاید یکی از لازم ترین ارکانی باشه که نه تنها آدمیزاد که هر کدوم از اجزای این جهان باید باهاش روبرو بشه تا مفهوم حرکت، پایدار بمونه و چرخ این جهان بچرخه ... تغییر، هرچند سخت اما لازمه و عمدتاً هم قضایای بعد از تغییر، در جهت رشد و تکامل هست ...من این روزها یه تغییر نسبتاً جدی پیش رو دارم ... یه چرخه ی معیوب رو دارم می شکنم و احساسم اینه که این درست ترین کار منه ... من به امیدهای واهی، چنگ انداخته بودم به چیزی که هویت من شده بود و بابت حفظش داشتم

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

نظم جهان ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمتردر چرخه ی نظم جهان، حتی اگر خیلی چیزها برای ما ناخوشایند هم باشه، اما چیزی خارج از این نظم اتفاق نمی افته و اگه بیافته حتماً این چرخه، راهی برای جبرانش رو پیش پای قصه ها میگذاره ... من در مسیر کاری ای که داشتم، اشتباهات متعددی داشتم عمدتاً هم از سر خوش خیالی و مهربانی ... و حس نوع دوستی و ... اما اگرچه خودم از بخشیدن و مهربانی خوشحال بودم، اما در این مسیر آدمهایی رو تجربه کردم که کاملا مغایر بودند با این تفکر من و درست از ناحیه ای که بهشون محبت و

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

بهارانه 404اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمترشروع امسال برای من به شکل عجیبی بود ... شاید تنها سالی که اسفند سال قبلش، حالم خوب نبود و به شدت درگیر و خسته و فکر پریشون بودم ...و نوروزش هم به شدت درگیر و غمگین ... حتی غمگین تر از سالی که مادربزرگ و دخترخاله م رو با هم از دست دادم ...دلیلش هم تعارض های احمقانه ی سر کار بود با آدمهایی که از بزرگ شدن بویی نبردند اصلا و فقط عدد سن شون بالا رفته ...نمی فهمم چرا آدمها اینقدر خودشون رو خرج جنگ های کوچیک و حقیر می کنند ... و چرا آدمهایی مثل من که حالم

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

happy ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمترهپی عزیزم ... بابت تمام لحظاتی که به من هدیه کردی، بابت تمام عشقی که باعثش شدی و هدیه کردی، بابت تمام لحظات بودنت ممنونم ... دوست داشتم راحت و آسوده و آرام از این جهان بری ... که همینطور هم شد ... برات خوشحالم چون می دونم تو تمام چیزی که باید در این زندگی برای شادی داشته باشی رو داشتی ... برات خوشحالم چون قصه های زیبایی از تو در ما به یادگار موند ... و تا ما در این جهان هستیم، تو هم در ذهن ما ادامه خواهی داشت ... سفرت به سلامت عزیزم [بوسه] [گل]______

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

صفحه بندی